لنگ در هوا

2010/08/04

مدتی بود که کار جدیدی آماده نکرده‌بودم. آخرینش همون پوستر مربوط به مسابقات اِی‌سی‌اِم بود. بعد از این‌که تابستان شروع شد و وقت‌های آزادم هم زیاد شد، مقداری جا برای کار‌های متفرقه هم باز شد؛ که حاصلش این طرح شد:

جبر جغرافیایی | Geographical Determinism

لنگ در هوا

| این تصویر با ذکر نام صاحب اثر برای انتشار آزاد است. |

برای درست کردن این طرح در حدود 1 هفته (حدود 5 الی 6 ساعت به‌طور پیوسته) وقت گذاشتم. ایده اصلی این کار در اصل الهام گرفته‌شده از آهنگ «جبر» نامجو هست. ایده این‌کار برای یک پروژه شخصی بود و  طرح این صحنه رو در واقع برای ورژن ویدیویی این آهنگ در نظر داشتم پیاده کنم (قسمت‌های انتهایی آهنگ) اما به علت دسترسی نداشتن به ابزار لازم برای این کار و سنگینی کار (چند بار هم شروع به ساختن کردم اما واقعا کاری هست که به تنهایی _ حداقل الان _ قادر به انجامش نیستم) و همچنین دانش کم خودم از انیمیشن فعلا به ساختن همین طرح‌ها اکتفا می کنم.

اندازه اصلی تصویر 70cm x 40cm  هست. تمامی مراحل کار در ادوب فوتوشاپ سی‌اِس‌5 انجام شده.

مسلماً منتظر نظرات شما هستم.

|برای مشاهده جزئیات بیشتر این تصویر به اینجا بروید|

ارزش واقعی undo

2010/07/13

undo معمولا جهت تصحیح خطا استفاده می شود. یعنی برای مثال شما در برنامه ی word وقتی یک پارگراف را به اشتباه پاک می کنید، برای برگرداندن آن پاراگراف از دست رفته، روی دکمه ی undo کلیک می کنید یا همان Ctrl+Z خودمان را می زنید. استفاده از undo همچنین به کاربر نوعی اعتماد به نفس هم می دهد. یعنی کاربر دیگر دغدغه این را ندارد که اگر یک جای برنامه اشتباه کرد چه می شود و چه نمی شود. این نکته (دادن اعتماد به نفس به کاربر) موضوع بسیار مهمی است که اهمیت آن در برنامه های تحت وب بیشتر می شود.چرا که کاربر نوعی ترس از دزدیده شدن اطلاعات دارد. (معمولا کاربران عادی (نه حرفه ای) محیط وب را مقداری غیر قابل اعتماد می دانند)

فایده دیگر undo جلوگیری از خطای «رفتار از روی عادت» کاربر است. اغلب در برنامه ها، هنگام ایجاد/ذخیره تغییر از کاربر سوالی پرسیده می شود. این سوال جهت جلو گیری از اشتباه کاربر است. اشکال این نوع از سوالات این هست که معمولا کاربر به سوال توجهی نمی کند و طبق عادت دکمه ok را فشار می دهد. اما آیا اینکه کاربر از روی عادت کاری را انجام می دهد مشکل کاربر برنامه است یا مشکل برنامه؟ حتما تا به حال این اتفاق برای شما افتاده که هنگام کار با برنامه به اشتباه کاری انجام دادید و مدتی بعد متوجه اشتباه شدید. اشتباه بخش جدایی ناپذیر انسان است.همه قادر به اشتباه کردن هستند! برنامه ای که صحیح نوشته شود تمام جنبه ها را در نظر می گیرد. حتی اشتباه کاربر را… در اکثر برنامه های قدرتمند حاضر Undo تعبیه شده. اما باز شاهد بسیاری از برنامه ها هستیم که این گزینه را ندارند (بسیاری از برنامه های داخلی این عیب بزرگ را دارند!)

به نظر اکثر کسانی که حرفی برای گفتن در زمینه برنامه نویسی دارند، وقتی مفهومی مثل undo وجود دارد دیگر لزومی برای نشان دادن وارنینگ به کاربر نیست. برای مثال اکثر شما خوانندگان با سرویس جی میل کار کرده اید. هنگامی که می خواهید ایمیلی را حذف کنید، بدون اینکه سوالی بپرسد ایمیل را حذف می کند. سپس بالای صفحه می نویسد: ایمیل مورد نظر پاک شد. و بعد لینکی که undo می کند را نمایش می دهد. اما مثلا سایتی مثل یاهو وارنینگ نمایش می دهد. البته هر دوی این سرویس ها راهی برای بازگشت دارند. ولی در سایت هایی مثل فیس بوک یا توییتر این امکان برگشت وجود ندارد و المان مورد نظر پس گرفته شدن تایید از طرف سایت به کلی حذف می شود.

هر انسانی میل به انجام دادن کار ها از روی عادت دارد. و این خود درصد اشتباهات را بالا می برد. موضوع مهم این است که تا جایی که امکان دارد از وارنینگ استفاده نکنیم. هرچند پیاده سازی آن نسبت به undo بسیار راحت تر است.


مطالعه بیشتر پیرامون این موضوع:

Never Use a Warning When you Mean Undo

The real value of undo

چگونه می توان با استفاده از آهنگ، نتیجه کار ها را بهتر کرد؟

2010/07/04

آهنگ ها بخش جدا نشدنی زندگی ما هستند. خیلی ها به یک آهنگ به چشم یک سرگرمی نگاه می کنند. اما اغلب از این موضوع که آهنگ می تونه یکی از ابزارهای کاریشون باشه بی خبرند. آهنگ بجا و مناسب می تونه تاثیر گذاری فرد رو بیشتر کنه؛ باعث بشه که فرد بتونه کارهای بهتری رو در مدت زمان کمتری انجام بده؛ خلاقیت آدم رو بیشتر کنه و شروع یک روز پویا رو به آدم نوید بده. هرکدوم از ما می تونیم با اضافه کردن آهنگ به زندگی روزانمون نتایج کارهارو بهتر کنیم.

این مساله که آهنگ می تونه یک «وسیله» باشه موضوع زیاد جدیدی نیست. از گذشته های خیلی دور (وقتی که انسان های غار نشین با استخوان رو سنگ ها میزدن) از آهنگ برای کار های مختلف استفاده می کردند. در جنگ ها، جشن ها، سوگ واری ها و هزار و یک کار دیگه.

اما سوال اینجاست که چطور می شه با آهنگ نتایج کار های روز مره رو بهتر کرد؟

کارگردان زندگی خودتون بشید!


بله. مثل یک کارگردان رفتار کنید. حتما همه شما تا حالا به آهنگهای پس زمینه فیلم ها گوش کردید. وقتی تعقیب و گریز داره انجام می شه ریتم آهنگ پس زمینه هم سرعت می گره، وقتی صحنه های احساسی شروع می شه ریتم آرومتر میشه و … اینجا کافیه که ببینید چی می خواید. آیا کاری که دارید انجام می دید نیاز به آرامش داره یا نیاز به سرعت؟ دارید مطالعه می کنید یا دارید ورزش می کنید؟ در حال استراحت هستید یا دارید یک کار با ریسک بالا انجام می دید؟ با توجه به کاری که انجام می دید آهنگ مورد نظرتون رو هم پخش کنید.

آهنگی که بجا پخش میشه، باعث می شه شما سریعتر داخل اون روندی بیوفتید که قراره توش حرکت کنید. و برعکس. اگه حالت آهنگ با حالت کاری که دارید انجام می دید مطابق نباشه حتی بازدهی شما رو شاید به صفر برسونه! یک کارگردان خوب آهنگ مناسبی رو برای صحنه ای که در حال اجراست انتخاب می کنه

انرژی بگیرید و متمرکز بشید.


تمام انسان های روی زمین کار هاشون رو بر اساس «ریتم» انجام میدن. کافیه یه ریتم خاص رو بشنوید، بعد نا خودگاه حرکاتتون با اون ریتم، همزمان میشه. حتما تا به حال دیدید که وقتی بقیه دارن به آهنگ گوش میدن یا نوک انگشتشونو تکون میدن یا پاشونو با اون ریتم به زمین می زنن. لازم نیست شما کار خاصی انجام بدین، بدنتون خودکار عمل می کنه و ریتمش رو هماهنگ با ریتم آهنگ می کنه و باعث میشه شما انرژی بگیرید!، دیوونگی کنید!، آروم بشید و یا حتا خوابتون ببره!

اینکه چه ریتمی به شما انرژی میده کاملا شخصی هست و برای هرکس هم فرق می کنه؛ اما اغلب با ریتم های تند و ملودی هایی که توشون اوج و فرود های زیادی هست انرژی می گرند.

خلاصه به هر آهنگی که وقتی با شنیدنش حال و حوصله ی کار کردن رو پیدا می کنید، می گن آهنگ انرژی بخش شما … اگه می خواید یه شروع طوفانی داشته باشید، یا می خواید برای یه کاری انگیزه پیدا کنید یا حتا برای انجام کاری که خسته کننده س براتون، میتونید به آهنگ انرژی بخش خودتون گوش کنید.

در جاهایی که خیلی ساکته ذهن راحت منحرف میشه. در این نوع محیط ها با شنیدن یه صدای بسیار بسیار کم حواس آدم پرت بشه و یا اصلا کلا آدم به فکر و خیال فرو میره… گوش کردن به آهنگ می تونه برای آدم تمرکز رو در این شرایط به همراه بیاره. حتی اگه به آهنگ هم توجه نکنید، ذهن کار خودش رو انجام می ده. یعنی با توجه به اون ریتم خودش رو تنظیم میکنه. چون آهنگ در حال اجراست پس دیگه هیچ صدای کوچکی هم نمیتونه حواستون رو پرت کنه و تو فکر و خیال هم دیگه فرو نمیرید.

به این نکته توجه کنید که این مورد آخر برای همه صادق نیست و شاید یکی کلا حواسش پرت بشه با شنیدن یه آهنگ. اصراری نیست که همه برای تمرکز آهنگ گوش کنن. اگه فک می کنید در سکوت بهتر تمرکز دارید، پس محیط رو برای خودتون ساکت نگه دارید.

اگه جز دسته بالا نیستید اینبار که داشت حواستون پرت می شد، برای خودتون آهنگی پخش کنید تا ببینید چطور بدون توجه به گذر زمان کارهاتون پیش می ره.

چه موقع آهنگ گوش ندهیم؟


حالا که اینقدر گوش دادن به آهنگ می تونه به آدم کمک کنه، زمانی پیدا میشه که بخواد دیگه آهنگ گوش نکنه؟

1.آسیب رسیدن به گوش

این احساس برای خیلیا پیدا می شه. اگه فک می کنید گوشتون داره اذیت میشه، سرتون درد گرفته یا اینکه دیگه حوصله آهنگ رو ندارید،  دیگه آهنگ گوش نکنید. لازم نیست به زور خودتون رو متمرکز کنید. هر وقت این شرایط پیش اومد، به خودتون استراحت بدید…این مشکلات فیزیکی معمولا برای افرادی که از هدفون استفاده می کنن و رخ می ده.*

2. حواس پرتی

وقتی می بینید یه آهنگ داره حواستون رو پرت می کنه و ذهنتون رو به طرف خودش می کشه یا حتی اگه می بینید داره خستتون می کنه قطعش کنید. یادتون باشه افراط تو هرچیز بده.

{* تراوشات ذهن: ایده برای یک پلیر که این مشکل یعنی خستگی ذهن رو از شنیدن آهنگ بر طرف می کنه. بعد از پخش چند آهنگ به طور رندوم چند دقیقه سکوت می کنه و دوباره شروع به پخش می کنه}

در محیط های عمومی چه کار کنیم؟


وقتی آدم تنها کار میکنه، خودش آقای خودش هست، هر کار دلش بخواد بکنه می کنه… مشکل اصلی وقتی هست که داخل یه جمع در حال کار هستید. در این جور فضا ها آیا بهتره که یه آهنگ پس زمینه برای جمع پخش کنیم یا اینکه بهتره بزاریم محیط ساکت بمونه؟

بستگی داره به نوع کاری که جمع در حال اجرای اون هست. اگه نوع و موضوع این کار ها به هم نزدیک هست یا به قولی همه دارن رویه یه موضوع کار می کنن، بهترین کار اینکه آهنگ پخش کنید. این کار همه رو با یه ریتم واحد هماهنگ می کنه و کلا به محیط شادابی و نشاط  میده. و تمام مزایایی که گوش دادن آهنگ در هنگام کار، برای فرد می تونه به ارمغان بیاره؛ می تونه برای کل گروه همون مزایا رو داشته باشه. معمولا موسیقی ها وصدا های طبیعی به تمرکز گروه در هر شرایط کمک می کنه…

البته به خاطر داشته باشید که در کار های گروهی نظر جمع مهم هست. پس برای گرفتن نتیجه بهتر اولین و مهمترین مساله احترام گذاشتن به جمع هست.

یک آهنگ، دیگه چه کارهایی می تونه انجام بده؟


1.افزایش آرامش

همونطور که هنگام کار کردن آهنگ گوش می دیم. هنگام آرامش و استراحت هم آهنگ گوش می دیم. آهنگ های آرامش بخش کمک زیادی می تونه به آرامش ما بکنه. به دست آوردن سریع آرامش در هنگام یک کار پر استرس تقریبا محاله، ولی موسیقی مناسب و آهنگ می تونه روندش رو سریع کنه. گوش دادن به یک آهنگ سنتی یا کلاسیک و یا حتی صداهای طبیعت (مثل صدای پرندگان و یا شرشر آب و ….) بعضی وقتها عین دیازپام عمل می کنه

2.بهبود در عرضه  کالا

یک آهنگ مناسب  همونطور که می تونه روی شما تاثیر بزاره و شما رو داخل مسیر خلاقیت قرار بده، همین تاثیر رو می تونه روی مشتریان شما بزاره. در صورت انتخاب صحیح آهنگ می تونید احساس بازدید کننده و مشتری خودتون رو در دست بگیرید و می تونید ذهن اون رو از یک بازه زمانی یا مکانی به زمان و مکان دیگه ای ببرید و شاید براش شرایطی دلچسب رو ایجاد کنید که خاطره خرید از فروشگاه و مغازه شما رو هیچ وقت فراموش نکنه. شما با گذاشتن یک آهنگ مناسب می تونید احساسات فرد مقابلتون رو بدست بگیرید. این مهمترین مساله هست.

آهنگ ها وضعیت روزانه شما را مشخص می کنند


آهنگ تنها یک وسیله سرگرمی نیستند.  آهنگ های مناسب میتونن روند زندگی روزانه شما رو در دست بگیرن و اونو بهتر کنن. و روی تمام جنبه های زندگی شما تاثیر بزارن. از روحیه ی شما تا خلاقیت و کار آیی شما

چند دلیلی که برای استفاده از آهنگ در این پست نوشته شده بود رو به خاطر داشته باشید؛ آهنگ کمک میکنه خلاقیت و کارایی شما بالاتر بره و همچنین کاری می کنه که سریع تر متمرکز بشید، سریع تر انرژی بگیرید. و کلا مثل نوعی قرص با شما عمل می کنه

برگرفته شده از سایت smashingmagazine با اندکی تغییر | ترجمه و تدوین: ehsania| انتشار با ذکر منبع آزاد است.

عضو RSS Feed این وبلاگ شوید

شروع مجدد

2010/07/03

کسایی که این وبلاگ رو دنبال می کردند ابتدا منو بخاطر این غیبت طولانی ببخشن… توی این چند وقت، شرایطم جوری نبود که بتونم وبلاگ رو جمع و جور کنم و راه بندازم. کلا منم آدمی نیستم که همینطور الکی بیام مطلب بنویسم D-: … لذا به وبلاگ و به خودم استراحت دادم. البته حضور فیزیکیم تو دنیای وب مشهود بود. ولی اینجا تولید محتوا نداشتم. تو این مدت می تونستین منو تو گودر و فیس بوک دنبال کنید…

آخرین پستی که این وبلاگ داشت درباره این بود که نحوه ی کاربری این وبلاگ چه خواهد بود؟! خدمت شما عارضم که این وبلاگ قدرتمندانه راه خودش رو ادامه می ده، ولی اینبار جدی تر و با مطالبی بیشتر و مفید تر… همچنین احتمالا در وبلاگی جداگانه و کاملا شخصی که آدرسشو بعدا در همین وبلاگ اعلام میکنم؛ می تونید هر چیزی که مربوط به شخص شخیص نویسنده این وبلاگ هست رو بخونید و برای هم تعریف کنید….

پس کار خودمونو یه بار دیگه شروع می کنیم…

چگونه یک شبیه ساز علمی ساده طراحی کنیم؟

2010/02/13

تراوشات برنامه نویسی

یکی از کاربرد های برنامه نویسی  در علوم مختلف، استفاده از شبیه ساز ها هست. یعنی چیزی که بتونیم باهاش یه موضوع علمی رو داخل فضای مجازی بازسازی کنیم. هدف استفاده از شبیه ساز ها می تونه برای آموزش، صرفه جویی در هزینه ها، پیش بینی اتفاقاتی که در طول مدت زمان طولانی صورت می گیرن، آزمایشات بسیار بزرگ و … باشه.

این اولین مطلب آموزشی این وبلاگ هست و قصد دارم در این آموزش،  یک آزمایش ساده فیزیک رو شبیه سازی کنم.

برای این آموزش شما به :

  • نرم افزار Visual Studio 2008
  • اطلاعات پایه درباره مفهوم برنامه نویسی شی گرا
  • اطلاعات اولیه از زبان #C و همچنین اطلاعات اولیه در زمینه ی dot net

احتیاج دارید.

این مطلب زیر نظر مجوز GNUFDL منتشر می شود. و کلیه ی حقوق آن برای همگان آزاد است. به شرط آنکه شخص، به کلیه ی شرایط و موارد موجود در این مجوز پایبند باشد.

ترجمه غیر رسمی این مجوز به زبان فارسی

متن مجوز GNUFDL به زبان انگلیسی

فایل ها و توضیحات برنامه در ادامه مطلب… ادامهٔ مطلب »

شبیه سازی خلقت

2010/01/03

روزی که ربات ها انسان را پرستش می کنند

چند روز پیش وقتی داشتم فکر می کردم به اینکه آدمیزاد تا کجا پیشرفت کرده که می تواند چند تکه آهن و پلاستیک را طوری گَلِ هم سوار کند که فرمانبردارش باشند، ناگهان مسیر فکرم به سمت داستان خلقت آدم رفت، و چند دقیقه بعد به شکل داستانی این تخیلات پیاده شد…

داستانش را شاید روزی بنویسم. مهم داستانش نیست، مهم این است که تصور کنیم انسان قرار است برای فهمیدن چگونگی مراحل خلقتش دست به این کار بزند.

ابتدا روی ربات ها تست تورینگ* را انجام می دهند. چند ربات از این تست سر بلند خارج می شوند. چند کارخانه می خواهند از روی این ربات ها بسازند و به مردم بفروشند و از این راه سود کنند. اما مهندسی پیر اجازه نمی دهد، چون ممکن است بعضی از این ربات ها خودسرانه عمل کنند. به همین خاطر باید آخرین تست هم روی آنها انجام شود.

آن ربات ها را داخل سالنی قرار می دهد، به آنها می گوید می توانید از تمام امکانات این سالن استفاده کنید جز فلان چیز،ربات ها را در سالن رها می کنند و یک ربات عدل می رود سر همان چیز و برش میدارد. باقی ربات ها را می دهند دست کارخانه ها تا از رویشان بسازند و به مردم بفروشند، این ربات ها توانایی ندارند تا از خود اراده نشان دهند، و هر چیز به آنها بگویی عمل می کنند، این ها به درد خدمت به انسان می خورند.

اما ربات نافرمان اکنون آماده است که بدون حضور خالق خود (انسان) به زندگی ادامه دهد چرا که او می تواند برای خود تصمیم بگیرد و دارای اراده است؛ او را سوار فضا پیمایی می کنند و به فضا می فرستندش و پرتش می کنند وسط  سیاره ای که مورد نظر است، این سیاره تمام نیاز های ربات را در خود دارد و ربات می تواند آنجا زندگی کند. اما انسان ها (خالق) او را رها نمی کنند. چند شی عجیب و قریب را در آسمان های آنجا رها می کنند تا حرکات این ربات را مشاهده و به زمین مخابره کند. همچنین این اشیا برای ارتباط بین انسانها و ربات ها نیز به کار می روند، انسان ها از طریق این اشیا ربات ها را در لحظاتی که نیاز به راهنمایی دارند راهنمایی می کنند.

…ربات پس از برخاستن از خاک سیاره رو به آسمان می کند و با تمام وجود عذر خواهی می کند. این بار صدایی می آید که: تو را بخشیدم ولی باید مجازاتت را اینگونه پس بدهی که تا زمانی معلوم در این سیاره باشی و زندگی کنی…. وادامه ماجرا.

روزی که به اینجا برسیم، علم رایانه هم به انتها می رسد. و این آخرین آزمایش است. آزمایشی که روند خلقت ما را شبیه سازی می کند.

بعد از فکر کردن روی این موضوع به فکر فرو رفتم. آیا ما از سیاره دیگری به اینجا پرت شدیم؟ آیا داستان خلقت آزمایشی بوده که موجودات فرازمینی آن را روی ما انجام دادند، ما کیستیم؟ خالق ما کیست؟ و….

اما اینجا چند موضوع جالب را نیز فهمیدم. اینکه چرا می گویند خدا را نمی توان به طور کامل شناخت. فکر کنید ربات ها بخواهند انسان را بشناسند، آنها چه خواهند گفت؟ شاید بگویند: ای کسی که تابع هایت بی پایان است. ای کسی که حلقه ای داری که شمارنده ندارد، ای کسی که خود تعیین می کنی چه چیزی را سیو کنی و چه چیزی را دلیت کنی و…

این مناجات شاید در نگاه اول خنده دار به نظر برسد ولی شاید مثل مناجات های ما باشد.بله! این حکایت ما نیز هست، ما هم هیچ وقت خالق خود را نمی توانیم بشناسیم، مثل ربات ها.

* تست تورینگ: آزمایشی که می گوید اگر یک انسان و یک ربات بدون این که همدیگر را ببینند با هم صحبت کنند، و بعد از این صحبت انسان نفهمد که با یک ماشین حرف زده یا انسان، ربات مورد نظر تست تورینگ را با موفقیت گذرانده.

پ.ن: شاید در پست های بعد بیشر به این موضوع بپردازم، فکر کنم موضوع جالبی هست.

چرا من از گوگل خوشم نمی آید

2010/01/01

علامت گوگل

از وقتی گوگل وارد دیکشنری آکسفورد شد، دیگر حتی خواجه حافظ شیرازی هم گوگل را می شناخت. سایتی که نطفه اش مانند بسیاری از هم ردیفان دیگرش در گاراژ خانه ای متروک در منطقه ای دور افتاده، بسته شد. این فرزندی که از نزدیکی کردن دو دانشجوی رشته نرم افزار کامپیوتر در گاراژ خانه زاده شده بود، کم کم رشد کرد و در اندک زمانی تبدیل به غول جستجوی اینترنت شد. اما بیکار ننشست. خود را بزرگتر کرد.gmail، picasa، earth، documents، reader، books، youtube و … را به خود اضافه کرد. کم کم همه را کنار زد. در اینترنت برای خود حکومتی راه انداخت بود، طوری که میزان تقرب هر سایت یا وبلاگی به درگاهش با رنکینگی که او می داد مشخص می شد. تبلیغاتش از تبلیغات فلان شبکه بیشتر بیننده داشت و…

کارش به جایی رسید که دیگر می دانست ما کجاییم، چه می بینیم، چه چیزی را رایانامه می کنیم، چه چیزی می نویسیم، چه چیز می خوانیم و … کلا از چیک و پوک ما خبر داشت.

کم کم به قدری شهره شد که مینیمم سن کاربرانش به 2 سال رسید. کسی در دنیا نبود که اسمش را نشنیده باشد و ملاقاتش نکرده باشد. او به روایت الکسا در صدر جدول بود. اما…..

من به عنوان یک ایرانی چرا باید از گوگل خوشم بیاید در حالی که ایران حق ندارد از محصولات گوگل استفاده کند، محصولاتی مثل گوگل کروم یا گوگل ارث.همچنین  یک برنامه نویس ایرانی حق ندارد از API های گوگل استفاده کند، تنها می تواند از برنامه هایی استفاده کند که به نوعی به حریم شخصی افراد مربوط می شود، مثل سیستم ایمیل گوگل.

اما گوگل حق دارد برای مطرح کردن خود از من «ایرانی» استفاده کند. برای اینکه ثابت کند یوتیوبش نقشی نو در ارتباطات جهان ایفا می کند حق دارد از ایران استفاده کند. می آید و در وبلاگش می نویسد:

«معترضان ایرانی برای رساندن صدای خود از یوتیوب استفاده می کنند!»

اما همین معترض ایرانی یا ایرانی هایی که معترض نیستند اگر بخواهند بعدها از محصولاتش استفاده کند، باید با استفاده از سایت های واسط دسترسی به مطالب گوگل داشته باشد. یا IP خود را عوض کنند و دسترسی به آن مطالب پیدا کنند…

کسی نیست که بتواند قدرت گوگل را  انکار کند…من در حال حاضر از جیمیل، ریدر، داکیومنت و سرویس های دیگر گوگل که برای ایران باز هست، استفاده می کنم. اما دوست ندارم وقتی گوگل از یک طرف به چشم یک ایرانی تروریست به من نگاه می کند و از آن طرف به خاطر اینکه از یوتیوبش برای انعکاس فیلم های مستند استفاده می کنم، از من تمجید می کند، ابزار دستش بشوم…